Me & Myself عاشقان حسين واااااي كه چقدر اين شعر زيباست لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعاخواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته و افسرده ام/تا میان گور رفتم دل گرفت/قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/روی من خروارها از خاک بود/وای، قبر من چه وحشتناک بود!بالش زیر سرم از سنگ بود/غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/خسته بودم هیچ کس یارم نشد/زان میان یک تن خریداریارم نشد/نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/ترس بود و وحشت و دلوا
برچسب:
نویسنده: حسین نوری

ساناز : ﻋﺮﻭﺳﯽ
ﻣﻌﻠﻢ : ﻧﺨﯿﺮ ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﻜﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻮﯼ؟
ساناز : ﻋﺮﻭﺱ
ﻣﻌﻠﻢ : ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﯼ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ساناز : ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻣﻌﻠﻢ : ﺩﺧﺘﺮ ﺟﺎﻥ! ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ
ﻣﺎﺩﺭﺕ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ساناز : ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻡ
ﻣﻌﻠﻢ : ﻟﻌﻨﺘﯽ ! ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ؟
ساناز : ﻧﻮﻩ !
دختر ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ... ﺩﻟﺶ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ...
برچسب:
نویسنده: حسین نوری